این خرافات متاسفانه مختص ایران نیست. در دهه هفتاد که به پاکستان رفته بودم شنیدم حقوق سالانه فردی که هزینه نگهداری اسبی که در تعزیه نقش ذوالجناح را بازی می‌کند 4 برابر بیشتر از حقوق روحانی همان محل است!

خنده دار تر اینکه یک روحانی پاکستانی به من می گفت: وقتی در روز عاشورا بالای منبر رفته و با مردم سخن می گوییم و متولیان تعزیه اسب موسوم به ذوالجناح را وارد مجلس می کنند، ما باید به احترام این اسب از سر منبر بلند شده و مدت‌ها سر پا بایستیم و بعلاوه عمامه خود را هم به نشانه احترام بر سر دست بگیریم! وقتی به او گفتم خوب، شما که اهل علم هستید چرا به این کار تن می دهید؟ این کار را نکنید. گفت: اگر این کار را نکنیم مردم این را نوعی بی ادبی به امام حسین و توهین به اسب ایشان تلقی کرده و ضمن اعتراض به این رفتار دیگر برای سخنرانی درُ محرم سال بعد از ما دعوت نمی کنند!

ایشان می گفت: رسم عجیب دیگر بعضی از مردم این است که وقتی ذوالجناح را وارد مجلس می کنند بعضی زن‌ها فرزندان شیرخواره خود را به نشانه تبرک و تیمن و شفا! از زیر شکم این اسب که چون جمعیت اطرافش به نشانه تبرک به سر و اعضای بدنش دست می‌زنند سراسیمه شده لگدهای مداوم پرت می‌کند و بعضی‌ها را زخمی می‌نماید، عبور می‌دهند!

حقیقتاً در این روزگار، کار علما و روشنفکران دینی چقدر سخت است. اینان از یک سو باید با شبهات رو به تزاید دشمنان اهل‌بیت مبارزه کنند و از سوی دیگر مانع رواج بدعت‌ها و خرافه‌های دوست و گاه دشمن ساخته! شوند.